" در دهه‌های بعدی، هم محتوا و هم زبان برنامه درسی آموزش برنامه نویسی کودکان در پاسخ به تغییرات در وضعیت تئوری و تحقیقات مربوط به رشد، رشد و یادگیری کودکان و همچنین تغییرات در جمعیت‌شناسی مخاطبان و نگرانی‌های اجتماعی تکامل یافت (کاتلر، تروگلیو). ، و بتانکور، 2016؛ لسر و اشنایدر، 2001).

تغییرات در روندهای نظری در روش‌های تحقیقاتی شکل‌دهنده مورد استفاده برای اطلاع‌رسانی به تولید خیابان Sesame نیز منعکس شد. در اصل، جذابیت بخش‌های Sesame Street از طریق یک «روش حواس‌پرتی» رفتاری ارزیابی شد که در آن کودکان بین دو صفحه می‌نشستند تا توجه کودکان را به مطالب خیابان Sesame در مقابل اسلایدهای نامرتبط که به عنوان حواس‌پرت کننده‌های بصری عمل می‌کردند، نشان دهند.

متعاقباً، این رویکرد به روش «چشم‌های روی صفحه» تبدیل شد که اسلایدها را با حواس‌پرتی‌های طبیعی که در میان گروه‌هایی از کودکان که با هم تماشا می‌کنند به وجود می‌آیند جایگزین کرد و در نهایت به آموزش برنامه نویسی کودکان یک معیار «درگیری» تبدیل شد که نه تنها توجه بصری، بلکه همچنین توجه بصری را در نظر گرفت. سایر شاخص های درگیری مانند خندیدن یا حرکت به موقع به موسیقی (فیش و برنشتاین، 2001).

انصاف و عدالت در علوم توسعه: مباحث نظری و روش شناختی کریستیا اسپیرز براون، الن ای. استون، در پیشرفت در رشد و رفتار کودک، 2016

5 کلیشه جنسیتی جنسی

در نهایت، کلیشه های جنسیتی جنسی شکل دیگری از تبعیض جنسی است که بر پسران و دختران تأثیر می گذارد. کلیشه‌های جنسیتی جنسیتی، کلیشه‌هایی هستند که زنان و دختران را به‌عنوان ابژه‌های جنسی و مردان و پسران را از نظر جنسی قاطع و حریص نشان آموزش برنامه نویسی کودکان می‌دهند (همراستا با نظریه متن دگرجنس‌گرا؛ کیم و همکاران، 2009؛ وارد، 2002 را ببینید).

این کلیشه های جنسیتی جنسیتی برای همه کودکان اعمال می شود، اما به طور نامتناسبی دختران رنگین پوست را هدف قرار می دهند (کالینز، 2004). این کلیشه‌ها بر کودکان و نوجوانان تأثیر می‌گذارند، زیرا به طور فزاینده‌ای در رسانه‌های کودکان فراگیر می‌شوند، نگرش‌های کودکان را درباره خودشان آگاه می‌کنند و بر ادراک و تعامل کودکان با یکدیگر تأثیر می‌گذارند.

کلیشه های جنسیتی جنسیتی در رسانه های جریان اصلی بسیار رایج است (برای بررسی کاملتر این موضوع، به گزارش گروه ویژه APA در مورد جنسیت دختران، 2007 مراجعه کنید). تحقیقات به طور قوی شیوع تصویرهای جنسی دختران را در تقریباً همه اشکال رسانه‌ها، مانند مجلات، بازی‌های ویدیویی، ویدیوهای موسیقی، نمایش‌های تلویزیونی و فیلم‌ها مستند کرده است آموزش برنامه نویسی کودکان (مانند APA، 2007؛ Gerding & Signorielli، 2014؛ هال، وست، و هیل، 2011). کلیشه های جنسیتی نیز در رسانه ها و محصولاتی که کودکان را هدف قرار می دهند رایج است.

برنامه‌های تلویزیونی کودکان اغلب دختران را با پوشیدن لباس‌های تنگ و آشکار جنسیت می‌کشند (لاکروآکس، 2004)، و یک چهارم لباس‌های دختران آشکار یا دارای نوشته‌های وسوسه‌انگیز جنسی هستند (گودین، دنبورگ، مورنن، و اسمولاک، 2011). عروسک‌های محبوبی که برای دختران جوان به بازار عرضه می‌شوند، دامن‌های کوتاه چرمی و چکمه‌های بلند می‌پوشند (به APA، 2007 مراجعه کنید).

همانطور که از نظریه های اجتماعی شدن و تزکیه انتظار می رود (به عنوان مثال، گربنر، گراس، مورگان، و سیگنوریلی، 1994)، این اشباع رسانه ای گسترده، دختران را به سمت جنسیت فزاینده سوق می دهد. تحقیقات اخیر نشان داده است که دختران 4 ساله در حال حاضر رفتارهای جنسی مانند آرایش کردن و داشتن نگرانی از تصویر بدن را به تصویر می کشند (Tiggemann & Slater, 2014).

از آنجایی که دختران اغلب مورد جنسیت قرار می گیرند، تحقیقات ما شروع به بررسی چگونگی درک کودکان از چنین دختران جنسی شده است. تحقیقات نشان داده است که مردان و زنان دختر 10 ساله جنسی را نسبت به یک دختر غیرجنسی کمتر مصمم، توانا و شایستگی می دانند (گراف، مورن، و اسمولاک، 2012).

تحقیقات استار و فرگوسن (2012) نشان داد که در سن 9 سالگی، دختران آموزش برنامه نویسی کودکان عروسک های جنسی را به بنسبت به عروسک های غیرجنسی مطلوب و مطلوب تر است. ما این مطالعات را گسترش دادیم تا بررسی کنیم که پسران و دختران چه کلیشه‌هایی در مورد دختران جنسی دارند (استون، براون و جول، 2015).