امروز دقیقا 20 سال است که به صورت حرفه ای مشاوره برنامه نویسی کدنویسی را شروع کردم. در آن سالها من دارم:

درخواست گرین کارت برای توانایی فوق العاده در علم تایید شد.

یک متخصص توسعه دهنده گوگل شوید.

عضو ارشد IEEE شوید.

مدیر عملیاتی در یک شرکت با 100 کارمند.

تالیف یک قطعه کد که 135 میلیون بار دانلود شده است.

دو بار برای یک مخاطب 2000 نفری صحبت شد.

طبق تلویزیون ملی، صادق ترین فرد روسیه شوید.

با این حال، من خیلی چیزهای بیشتری را از دست داده مشاوره برنامه نویسی ام و خیلی طول کشید. فکر می‌کنم اگر نگرش، اصول و اولویت‌هایی را که یاد گرفته‌ام زود به کار می‌گرفتم، می‌توانستم این حرفه را به سرعت انجام دهم تا بیشتر آن ویژگی‌های موفقیت را در ۵ سال به دست بیاورم. اگر شغل خود را شروع می کنید، این متن می تواند 15 سال از زندگی شما را نجات دهد. تصور کنید همه آن لیست (به جز IEEE که 10 سال طول می کشد) را در 23 سالگی داشته باشید و نه 38 ساله که اکنون هستم.

در بخش اول، به طور مختصر به شرح شغل خود برای زمینه می پردازم. در بخش دوم، هر توصیه جداگانه ای را که فکر می کنم قوی ترین تأثیر را داشته باشد، مرور می کنم.

بخش 1. سال های 2003-2023 را چگونه گذراندم

در 22 دسامبر 2003، من نتوانستم بخوابم و تصمیم گرفتم مشاوره برنامه نویسی به دنبال نام دامنه های موجود بگردم. برخی از مواردی که به ذهنم رسید را بررسی کردم و GetSoft.ru را در میان دیگران یافتم. من آن را خریداری کرده ام.

"باش چیکار کنم؟" - فکر کردم - "حدس می زنم، من باید یک بازار نرم افزار ایجاد کنم."

تا آن زمان، من به مدت 7 سال (از سن 11 سالگی) یک توسعه دهنده سرگرمی بودم. من در حال ساختن کلون‌های تتریس، بمب‌افکن، تانک‌ها و غیره بودم. آنها را در وب‌سایت خود آپلود می‌کردم و سپس لینک‌های بسیاری از بازارهای نوزادان را در آن زمان قرار می‌دادم. آنها واقعا ناخوشایند بودند، و من مشاوره برنامه نویسی می دانستم که چگونه یکی بهتر بسازم.

من PHP را فقط به این دلیل یاد گرفتم که اکثر URL های موجود در اینترنت با ".php" ختم می شوند.

در 4 مارس 2004، GetSoft.ru را راه اندازی کردم.

نسخه ترجمه شده توسط گوگل از اولین وب سایت تجاری من.

سپس یک اسکریپت نوشتم که یکی از وب‌سایت‌های رقبا را تجزیه می‌کرد و چند اسپم شخصی‌شده را ارسال می‌کرد

سلام، (نام). ما در حال راه اندازی یک بازار نرم افزار مشاوره برنامه نویسی جدید هستیم. لطفا برنامه های خود را (Title1، Title2، Title3...) به آن اضافه کنید!

این کار کرد و مقداری محتوای اولیه را دریافت کرد که باعث جذب ترافیک جستجو و به نوبه خود فروشندگان بیشتر شد:

این وب سایت برای من یک موقعیت کارآموز در Telma (خدمات متصل کنونی هارمن) در شهر من نیژنی نووگورود به دست آورد. آنها بیشتر به خاطر ساختن تمامی سیستم عامل ها برای گوشی های موتورولا معروف بودند. بعد از یک سال استعفا دادم چون فکر می‌کردم باهوش‌تر هستم و از فروش آگهی‌ها درآمد بیشتری کسب می‌کردم.

درآمد من را تنبل کرد. در سال 2010، زمانی که بازار مشاوره برنامه نویسی ها تغییر کردند و درآمد کاهش یافت، من برای دوران طلایی شبکه های اجتماعی اولیه تنگ شده بودم. من انجمنی تشکیل ندادم و فقط با ترافیک جستجو زندگی می کردم.

من نتوانستم برنامه ای برای ذخیره وب سایت داشته باشم و به عنوان یک فریلنسر شروع به ساخت وب سایت های شرکتی برای دیگران کردم. من فکر کردم در مقطعی یک آژانس تاسیس کنم.

در سال 2011 از برنامه نویسی منحرف شدم. با دوستی آشنا شدم که معلم فوق العاده ای بود. او به من کمک کرد تا سرگرمی هایم را به طور موثر آموزش دهم. من تا سال 2013 دوره‌های عکاسی و فیلم‌برداری را برگزار کردم. سپس او با گذاشتن آگهی‌هایی برای بازسازی آپارتمان و فروش سرنخ‌ها به بازسازی‌کنندگان واقعی، الهام بخش من شد تا کسب‌وکاری را شروع کنم. موفقیت محدودی داشتم. سپس او مرا استخدام کرد تا به دیگران یاد بدهم سفارش بگیرند و آنها را بفروشم که تا اواسط سال 2014 انجام دادم.

سپس مرا به عنوان رئیس تولید مواد آموزشی برای مشاوره برنامه نویسی تکرار دیگری از کسب و کار آموزشی خود استخدام کرد و سپس من را به عنوان CTO و COO انتخاب کرد. من تمام زیرساخت‌های فناوری اطلاعات مورد نیاز او را راه‌اندازی کردم و یک سیستم مدیریت یادگیری از ابتدا ساختم.

در اوج، ما بیش از 100 معلم، بیش از 2500 دانش آموز برنامه نویسی نوجوانان و بیش از 100 شریک بازاریابی وابسته داشتیم. درآمد در این مدت چهار برابر شد و سود 274 هزار دلار برای سال 2015 بود که 600 برابر میانگین حقوق در روسیه بود.

در سال 2016، او در حال تغییر ساختار مدیریت و حقوق بود، و سپس من استعفا دادم و کتابی در مورد چیزهایی که در مورد کار خوب یاد گرفتم و در مورد نحوه ارتقاء (تاکنون فقط به زبان روسی) نوشتم.

در آن زمان دوباره آزاد کار می کردم، زیرا این رویای همیشگی را داشتم که کار خودم را اداره کنم، که دوباره سال ها از من می دزدید. در آن زمان، بازار وب سایت های شرکتی کوچک شد و خدمات ساده بدون کد حاکم بود. من CRM خودم را ساختم اما فروش آن برایم سخت بود، برای بازار مناسب نبود. من به دلیل منیتم نتوانستم یک کار معمولی بگیرم.

تا سال 2019، بالاخره متوجه شدم که با کار نکردن در شرکت های بزرگ چقدر دلتنگ شده ام. من به مسکو نقل مکان کردم و در Calltouch، یک پلت فرم پیشرو در ردیابی تماس و تجزیه و تحلیل بازاریابی در روسیه، شغل پیدا کردم. در پاییز 2020، برای اینکه دوباره چیزهای خودم را بسازم، کار را ترک کردم.

برای استارتاپم، به ارزان‌ترین فرانت‌اند ممکن برای موبایل و وب نیاز داشتم و تصمیم گرفتم فلاتر را برای این کار یاد بگیرم. من از هدر دادن پس اندازم راحت نبودم و به زودی از دوستم Programming advice که از فلوتر استفاده می کرد، یک کار جانبی گرفتم. به زودی استارت آپم را متوقف کردم و کار کردم